یاد...

خیابان ما یادت هست

آن کوچه بن بست شقایق

آن درخت سرو همیشه سر بلند

بوی نم خاک در صبح چه هوایی دارد

قلب من طاقت باران دارد

طاقت تنهایی هم

شهر ما را چی، آن را هم یادت هست

دگر از آن شهر خبری نیست

از آن آسمان نیلگون هم خبری نیست

شهر من پر از دود و ماشین است

شهر من سالهاست که درگیر خود است

مردم شهر را

تندی روزگار است

پیرمرد میوه فروش

چه دست خیری داشت

دگر از این همه خاطره

آلبوم کهنه ای در دست

و یادی که دگر از یاد نرود

/ 2 نظر / 8 بازدید
یه بوس کوچولو

معلومه که هیچ وقت هیچ یادی از یاد نمیره حتی اگه با نفرت آمیخته باشه. ای کاش می شد همه یاد ها رو به زیبایی تو یه گوشه از قلبمون نگه داریم و نزاریم آلوده بشه ...

یه بوس کوچولو

هه، اما چه فایده یادهامونم مثل شهرمون دستخوش تغییراتی میشند که همه زیبایی و شیرینی شون رو از دست میدند ...