...روان

همچنان می تازم همچو باد

آرامشم خستگی ناپذیر است

من را با ناریه ترین عادت، عادتم داده اند

می برم از همه کس، میبالم به خودم

که در نگاه جویبار روشنی، سوسویی هست

هر از گاهی آرامشم دهد

گاهی باران می بارد

باران باران...

باران را دوست دارم به من می آموزد

که در باران نگاه غم بار گم می شود

و چه لذتی دارد پرواز بر فراز دریاچه امید

سو سوی چراغ گرد سوز

همه را نزدیک می کند

بر فراز بلندای جهان دستها در دست هم

نگاه ها گره می خورد و خورشید نظاره گر

شاید همین حالا به اندیشه ای تابناک پایبندیم

روشنی صبح نزدیک است و فرود روشن تر

پروانه از کوچه باغ گل خبر می آورد

شن های ساحل چه قصه ها می دانند

شادی بخشی از ماست و روشنی دل

آرامش در جستجوی هیاهو نیست

خورشید نیم نگاهی به زمین دارد

برخیز وقت پر کشیدن است

روشنی صبح نزدیک است

بال بگشا و به بلندای آن کوه بلند خیره بمان

که تو در بالاترین زمان جای داری

در بالای بالا...

/ 3 نظر / 12 بازدید
Hossein oloumipour

ruzi mirese un bala montazeret ruzaro mismoram... un ruzo mibinam refigh... ino ye ja benivis [چشمک][گل]

روح اله

سلام.جالب بود. یه جور آرامش بخشه .[گل]

AmirAli Soleimani

سلام نباید اخم کنی وقت غصه هات عزیزم کسی از این همه زیبایی انتظار ندارد با یک غزل و چند خبر به روزم و منتظر شما با سپاس - علی سلیمانی b19.blogfa.com