... غار قلایچی

 


 


 با هماهنگی که از قبل صورت گرفته بود دوست بوکانی و غار نوردمون اومد دنبالمون و سوار بر ماشین ایشون مستقیم به سمت غار حرکت کردیم هوا تاریک و ما تقریبا قسمت که نور چراق ماشین روشن می کرد می دیدیم بعد از گذر از جاده آسفالته به منطقه خاکی رسیدیم و بع از اونجا چن تا ماشین و کمپ تیمی رو اونجا دیدیم که بعد متوجه شدیم از بچه های آذربایجان هستن که در ادامه دوست شدیم و ی برنامه مشترک هم با این عزیزان در منطقه مراغه غاری به نام هامپوییل گذاشتیم که گزارششم براتون میذارم که چقدر اون هم زیبا بود.

بگذریم پیاده شدیم چادر رو برپا کردیم باد سردی می وزید و هنوز سوز سرما رو با خودش داشت تو چادر آرام گرفتیم اما چ آرامی کسی خوابش نمی برد و حرف می زدیم ساعت حدود 11 رو نشون می داد. بعد از کلی کلنجار رفتن واسه خواب دست آخر تصمیم به پیمایش غار رو گرفتیم در همون ساعت تعجب. پس باید آماده می شدیم بساط جارو رو جم کردیم و لباس پوشیده آماده رزم شدیم در شیپور ها نواختیم نیشخند و با برداشتن طناب و لوازم فنی راهی دهانه غار شدیم.

یکی از بچه های گروه آذربایجان با ما اومد که به بچه هاشون که در غار بودن یه سر بزنه راهی دهانه غار شدیم هیجان باز به سراغم اومد همون هیجانی که همیشه قبل پیمایش میاد سراغم

 

رسیدیم واقعا در موردش هر چی شنیده و عکساشو دیده بودم همون بود در حال جمع و جور کردن وسایل واسه فرود بودیم که متوجه شدیم تیم آذربایجان طناب ریختن و کلیه کارگاه ها درگیر کاره. ازشون اجازه گرفتیم که ما هم از ریبلی و کارگاه ها استفاده کنیم که گفتن اصلا نمی خواد کارگاه و طناب بریزید و از طناب ما استفاده کنید واسه وارد شدن.  بعد از مشورت و بررسی توسط سرپرست تیم و اطمینان از نو بودن طناب و سالم بودنش قبول کردیم اینطور خوب بود چون تقریبا 3 ساعت مارو جلو می انداخت و بیشتر می تونستیم پیمایش کنیم اولین نفر مهدی وارد شد بعد من و بعد هم فرید ریبلی اول رو که رد کرد من وارد شدم سکوتی حکم فرما بود اما طولی نکشید که دیگه خبری از سکوت نشد پر از کبوتر چاهی بود و ما که مهمانان دعوت نشده بودیم مزاحمشون و باعث شده بودیم بیدارشن و انگار داشتن غر می زدند بعضی وقتا به پرواز هم در میومدن که یکی دو مرود هم با ما برخورد داشتناوه  110 متر فرود ریبلی اول دوم سوم چهارم دهم و تا آخر رفتیم حس خوبی بود دیگه پامون به زمین خورد اما زمینی که بعد از این چند میلیون سال از بالا خاک و سنگ ریخته که باعث شده ما روی زمین نه روی یک تپه که شبیه کوه بود فرود بیایم. از طناب جدا شدم تا فرید بتونه به ریبلی آخر بیاد اومد و اون هم رسید پایین.

بعد اطمینان از اکی بودن همه چی راه افتادیم بکر زیبا زیبا زیبا زیبا که هر چی بگم کم گفتم تشویق تقریبا دو مسیر داره که 2فرود دیگر هم هست ما مسیری که بدون فرود رو انتخاب کردیم مسیر تقریبا علامت گذاری شده بود و میشد بدون راهنما مسیر رو پیدا کرد البته فرید و مهدی قبلا اومده بودن بعد ی گشتی که بیشتر شبیه سرک کشیدن بود که تقریبا 3 ساعت طول کشید مسیر برگشت رو پیش گرفتیم شگفتی های زیبایی هایی اونجا دیدیم استلاگمیت های زیبا که بعضی از اونها بر اثر عبور جریان هوا شکلی بسیار زیبا شبیه ریشه درخت به خود گرفته بودن تالارها رو یک به یک برگشتیم و رسیدیم به همون ابتدای شروعمون اما چی میشد کرد که باید برمی گشتیم و طبق معمول همه زیبایی ها رو فقط با خاطری و تعدادی عکس با خودمون می بردیم.

یومار به طناب و صعود آغاز شد با هر متر صعود دوباره حس زمینی بودن برمی گشت و آخرین ریبلی رو هم رد کردیم و ما باز متولد شدیم هوا کمی روشن به نظر می رسید و شاید تاریکی اون پایین این رو تو ذهن ما انداخته بود

 

ساعت حدود 5 بود و ما خسته و گرسته و هیجان زده به سمت چادر به راه افتادیم و مثل آدم های بهت زده به خواب فرو رفتیم...

دیگه آفتاب گرم کرده بود چادر رو یکم زیپ چادر رو کشیدم پایین که خنکایی بیاد که دیدیم مهدی و فرید هم زیر چشمی نگاهی انداختن اما هنوز روحشون برنگشته بود خنده بیدار شدیم ناهار خوردیم لباس عوض کردیم ابزار هارو مرتب کردیم

ماشین اومد دنبالمون و باز راهی شهر و شلوغیش شدیم از دور نظاره گر غار بودیم که حالا در میان کوه های اطرافش گم می شد و چ خاطره شیرینی به جای گذاشته بود در ذهن و روح.

راهی بوکان و بعد به سمت مهاباد جهت خرید شدیم بعد از اطمینان از بلیط برگشت و خرید، استراحتو گشتی در شهر زیبای مهاباد داشتیم

و وقتی به خودمون اومدیم در اتوبوس و چشم به مانیتوری داشتیم که هر کدام به سلیقه مسافرش چیزی برای نمایش داشت و هدفن به گوش خوابمان برد...

 

 

 

گزارش فنی

بنام ایزد یکتا

-   نام برنامه: غار قلایچی

-   نوع غار: تالاری و چاهی

-   نام کوهی که غار در آن قرار دارد: قلایچی

-   عوامل تشکیل دهنده غار:  آهکی

-   هدف برنامه: پیمایش غار

-   نوع و سختی: غارنوردی، فنی

-   ابعاد دهانه: قطر 8متر

-   تعداد دهانه: در حال حاظر یک دهانه

-   اسم سرپرست برنامه: فرید صفری

-   تاریخ اجرا و پایان:  شروع: 12 اردیبهشت 1392 ساعت12  -   پایان: 14 اردیبهشت 1392 ساعت 5

-   محل برنامه:  استان استان کردستان شهر بوکان روستای ترکمان کندی

-   نحوه دسترسی:

اتوبان قزوین- زنجان- آذربایجان غربی

-   مختصات جغرافیایی دهانه غار: ---------------------------     ارتفاع از سطح دریا 1750متر

طول غار : 500 متر    عمق غار : 110  

-   جانداران داخل غار :  خفاش- کبوترچاهی

-   نوع مسیر: تمام آسفالته در قسمت جدا شده به سمت تپه قلایچی خاکی

-   ویژگی های برجسته منطقه: دارای چمن زارهای زیبا- چشمه درختهای پراکنده در زمستان دارای گرگ

-   فصل های پیمایش: تمامی فصول بهترین فصل بهار

-   افراد شرکت کننده: فرید صفری (سرپرست) ، مهدی مهرابی، مرتضی طهماسبی

-   نکته خاص برنامه: بعلت دسترس بودن منطقه احتمال ناامن بودن وجود داره

-   تعیین زمان لازم برای پیمایش: 8 ساعت

-   محل های مناسب برای آب آشامیدنی: قبل از رسیدن به دهانه غار و در کنار جاده خالی چشمه دائمی هست که در کنار آن استخری قرار دارد

-   محل های تهیه غدا: شهر بوکان و همچنین روستای قلایچی

-   محل های مناسب برای کمپ زنی: در نزدیکی غار 500 متر پایین تر محل مناسب وجود دارد

-   آب و هوا درجه دما: در زمان اجرای این برنامه ساعت 12شب دمای بیرون 20 داخل غار 15

-   امنیت منطقه: با توجه به نزدیکی به روستا امنیت خوبی برخوردار است اما حضور یک نفر در کمپ الزامی است

-   تیم امدادی: اورژانس

تلفن مرکز اداری: 115

-   تجهیزات مورد استفاده: یک طول طناب 100 متری جهت فرود- طنابچه انفرادی به تعداد افراد- تسمه ترجیها به صورت متری 7متر وسایل کامل غار نوردی

-   کروکی دقیق: ضمیمه گزارش

-   عکس نشان دهنده دهانه غار: ضمیمه

-   نام و شماره گزارش نویس: مرتضی طهماسبی 09352685854

 

 گزارش برنامه

شهرستان بوکان یکی از شهرستان‌های کردنشین استان آذربایجان غربی ایران است. شهرستان بوکان در منطقه تقریباً کوهستانی و معتدل قرار گرفته که از جهت شمال به شهرستان میاندوآب و از جنوب به شهرستان سقز و از شرق به شهرستان شاهین‌دژ و از غرب با شهرستان مهاباد همسایه‌است. مرکز این شهرستان شهر بوکان است.

شهرستان بوکان (شهر بوکان و روستاهای اطراف) چهارامین شهرستان استان آذربایجان غربی بعد از شهرستان‌های ارومیه و خوی و میاندوآب و هفتاد و ششمین شهرستان پرجمعیت ایران می‌باشد

این شهرستان در حدود ۳۰۰۰ سال قبل تحت نام ایزیرتو پایتخت تمدن مانناییان بوده‌است

سفر ما آغاز شد طبق هماهنگی هایی که انجام شده بود زمان حرکت ما روز پنج شنبه مورخ 12 اردیبهشت92 بود بلیط تهیه و چون ماشین از تهران حرکت می کرد به همین دلیل ما بران شدیم که از کرج سوار بشین به همین علت با هماهنگی که با شرکت مستقر در ترمینال و همچنین با راننده انجام دادیم قرار ساعت 12 پلیس راه کرج شد. پس وقت داشتیم خرید انجام بدیم. به مقدار 2روز برنامه خرید نمودیم و نهایتا نیم ساعت زودتر در محل قرار آماده شدیم از آنجا که برنامه فنی بود وسایل و تجهیزاتمان نیز زیاد و این در موقع جابه جایی اسباب زحمت زیاد در هر صورت نشستن در کنار اتوبان و دیدن ماشین هایی که با سرعت در حرکتن و حتما هر کدام مقصدی رو دارن خالی از لطف نبود!

حالا ما چشم به این اتوبان دوختیم تا ماشین یک وقتی مارو جا نذاره دیگه هر اتوبوسی رو که میومد کاملا وارسی می کردیم که یوقت اتوبوس ما نباشه و در نهایت اتوبوس ساعت 13 به ما رسید بعد از جابه جا کردن وسایل در محل مخصوص سوار شدیم. سفرهای طولانی با وسایل عمومی یکی از خوبی هایی که داره مجال صحبت و تبادل نظر در رابطه با برنامه یا برنامه های دیگر رو به آدمی میده و اگر از خستگی اون بگذرین در کل لذت بخشه.

اما بدی روز سفر کردن نیز نمیذاره چشم از زیبایی های تو مسیر برداری و کمی بیاسایی و اون هم برنامه ای در آذربایجان استان زیبایی ها.

بعد از طی نمودن مسیرهای زیبا و مناظر چشم نواز به بوکان رسیدیم ساعت 10 رو نشون میداد و طبق هماهنگی هایی که سرپرست محترم انجام داده بود یکی از دوستان همنورد بوکانی با ماشین خود به دنبال ما اومد تا مارو تا رسیدن به غار همراهی کنه.

سوار شدیم و راه افتادیم در طول مسیر از این دوست گرامی اطلاعات تکمیلی رو می گرفتیم و در آن ساعت شب با حوصله جوابمان را می داد.

بعد از گذر از مسیرهای پر پیچو خم جاده شاهین دژ و گذشتن از  چند روستا به جاده خاکی رسیدیم که مستقیم ما را به سمت غار هدایت میکرد. هوا کاملا تاریک و از مهتاب خبری نبود و باد نسبتا شدیدی بر منطقه حکم فرما بود. در انتهای مسیر توقف کردیم کوله ها را خالی کرده و به سمت کمپی که در همان نزدیکی بود حرکت کردیم از ساعاتی قبل یک تیم از غار نوردان تبریزی در آن محل مستقر شده بودند و این خود باعث شد که در منطقه تنها نباشیم. بعد از احوال پرسی با سرپرست تیم تبریزی و همچنین اعضای آن چادر را برپا کردیم و در آن مستقر شدیم

با صحبتی که با سرپرست داشتیم متوجه شدیم 6نفر از اعضای تیم در غار هستن و مسیر فرود غار را طنابکشی کرده اند با کسب اجازه از ایشان دیگر نیازی به طناب ریختن ما نبود و این خود باعث میشد از برنامه 2ساعت جلو بیفتیم. بعد از صرف شام در چادر آماده حرکت شدیم تمامی ابزارهای فنی را چک کردیم وسایل را بجز طنابها برداشتیم و به همراه راهنما به سمت دهانه غار راه افتادیم.

در ساعت 12 به دهانه رسیدیم. هوا کاملا تاریک و فقط نور هد لامپ ها بود که روشنایی ایجاد میکرد. عمق غار تا رسیدن به کف تالار اول 110 متر می باشد. با بیسیم همراه ارتباطی با نفرات درون غار گرفتیم که متوجه شدیم 3نفر از اونها قصد بیرون اومدن رو دارن پس مجبور بودیم منتظر بشینیم تا از غار خارج بشن قبل از خارج شدن اون نفرات مهدی مهرابی اقدام به فرود کرد و در ریبلی سوم منتظر عبور نفرات شد.

اعضای تیم غار نوردی تبریز یک به یک خارج شدن و متوجه شدیم 3نفر دیگر در داخل غار جهت عکاسی مانده اند. فرود اغاز شد در طول مسیر 7ریبلی در طول فرود وجود داشت که باید آنها را با تکنیک عبور از ریبلی گذر می کردیم. بعلت وجود مدخلهای فراوان در دهانه و همچنین بزرگی دهانه پر از کبوتر های چاهی بود که سرو صدای خاصی را ایجاد کرده بودن و در زمان فرود میشد لانه های آنها را مشاهده نمود. چند خفاش نیز در حال پرواز مشاهده شد.

شروع به فرود نمودیم و در ساعت 1 به انتهای فرود و اولین تالار رسیدیم.

توضیحی راجب تالار ها اینکه

تالار اول به نام تالار کازیوه نام گذاری شده است که کلمه ای کردی و به معنی شروع صبح میباشد که به دلیل سو سوی نور که از بالای چاه دیده میشود این نام بر ان نهاده شده است.  علاوه بر وجود چند ده استلاگمیت واستالاگتیت بزرگ و تونل ها یی که این تونل ها گاه بن بست و گاه به همدیگر مرتبط هستند در قسمت جنوب غربی خود به حوضچه آبی زلال و روان ختم می شود که به دلیل درصد بالای آهک  در آن غیر قابل شرب می باشد که به نام کوهنوردی بوکانی حوض اسماعیل فرامرزی نام گذاری گردیده است.

 دومین تالار عمده غار به نام تالار مقبل نام گذاری گردید که با وجود مرواریدهای کف غار ستون های به هم رسیده و تزئینات آهکی کوچک و بزرگ با اشکال مختلف میتوان تالار دوم را با چند طبقه از صفحات سست و به هم مرتبط یکی از تالارهای منحصر به فرد در نوع خود دانست که دست رسی به تالار مقبل مستلزم فرودی 25 متری بوده که این فرود ما را به ابتدای تالار رهنمایی میکند.

تالار سوم که یکی از بزرگترین (و شاید بزرگترین تالار مکشوف ایران است) تالارهای ایران و قدیمی ترین تالار این مجموعه است و به نام تالار کردستان نام گذاری شد که دریاچه ای نسبتا بزرگ  در آن قرار دارد که دریاچه  به نام دریاچه خزر نام گذاری گردید.

تالار چهارم این مجموعه که به سمت شمال و همجهت با دهنه غار دوکچی است علاوه بر استالاگمیت ها و راهروها و دالانهای متعدد دو دریاچه آب کوچک را نیز در خود جای  داده که این تالار به یاد جان باخته گان طوفان کاترینا تالار کاترینا نام گذاری شده است.

ما مسیر را به سمت مسیر جدید که گویا اخیرا کشف شده بود ادامه دادیم چون دفعات قبل که فرید و مهدی در آن حضور بهم رسانده بودن مسیر دریاچه خزر رو رفته بودن پس به راه افتادیم. زیبایی منحصر به فرد غار را نمی توانم به زبان مطرح کنم و فقط باید دید.

بعد از طی نمودن مسیر مذکور و استراحت هایی در طول مسیر و گرفتن عکس های بسیار زیبا نهایتا در ساعت 5 به محل ابتدایی فرود و همان تالار اول رسیده و اقدام به صعود نمودیم و در ساعت 6صبح تمامی نفرات به سلامت از غار خارج شدن. به محل اسکان بازگشته و در چادر به استراحت پرداختیم و در ساعت 10صبح محل را به سمت بوکان ترک نمودیم.

و برای گشتی در مهاباد راهی آن شهرسان شدیم در مهاباد خرید هایی انجام دادیم  و در ساعت 20:30 سوار بر اتوبوس به سمت تهران حرکت کردیم و در ساعت 5 صبح به کرج رسیدیم.

 

 

/ 7 نظر / 79 بازدید
دنا پارسیس

تورهای فصل بهار دنا پارسیس http://denaparsis.ir برای تماشای تصایر بیشتر از جاذبه های دیدنی سی سخت به صفحات بالای تارنما مراجعه کنید. به زودی تورهای روستاگردی نیز به لیست اضافه خواهد شد.

جعفریان

درود جناب طهماسبی سال نو مبارک غارها همیشه شگفت انگیزند سپاس به خاطر اشتراک تصاویر زیبا

ح3ـین

سلام دوست عزیز با اینکه مطالب یه کم طولانی بود اما عکسها معرکه بودن خسته نباشید

رهگذر زمینی

باسلام/ هیجان گزارش خیلی قشنگ بود میشد لذت و هیجانی که به شما در این غارنوردی بردید رو حس کرد و عکسا هم فوق العاده زیبا.. اما من همیشه از جای بسته قلبم میگیره .. یادم یه بار غار علی صدر رفتم همون اولش که دیدم سقفش پایینه گفتم آقا اگه همش اینجوریه منو برگردون چون قلبم می گیره ..اما وقتی جلوتر رفتم .. واقعا پر از زیبایی بود راستی من زمین شناسی هم خوندم...

سپیده

سلام. همیشه به سفر و رفتن به جاهایی که دوست دارید. موفق باشید. [لبخند]

فیلم کوه

سلام سپاس از مطالب ارزنده شما با اجازه، شما در وبلاگ ما لینک شدید! لطفا در صورت تمایل شما نیز ما را لینک کنید.

آيدا

سلام وبلاگ تونو ديدم واقعا وبلاگ خوبي داريد ، منم يک سايت دارم با موضوع شبکه اجتماعي به اسم کليکي ها محيط خيلي جذاب و سالمي داره با کلي عضو صميمي و مهربان که واقعا خوشحال ميشم بياي و عضو بشي clickiha.net منتظرم عزيز