...غار آبیشو

با دو دستگاه سواری  که تعدادمون هم 7 نفر بود.

راستی اینو بگم گزارش فنی و عکس هم در ادامه هست که اگر دوست داشتید می تونید کامل بخونید.

بطور ساده بخوام بگم باید از اتوبان قزوین عبور کرده و برید به سمت اتوبان قزوین رشت و بعدش به سمت ماسوله که مسیری به سمت قلعه رودخان میره رو ادامه داده و مسیری داره سمت راست که از مسیر قلعه رودخان جدا میشه تو گزارش فنی کاملا توضیح دادم. اما مسیر زیبای برنامه از بعد از ماسوله که به سمت ماسال میره شروع میشه جنگل بسیار زیبا و بکر که واقعا چشم رو خیره می کنه بسیار بسیار زیبا...

در پیچو خم جاده گم شده بودیم و برای ساعاتی اصلا یادمون نبود برنامه غار نوردیه حتی تو مسیر یکی از بچه ها گفت کاش میشد اینجا رو با جاده چالوس عوض کنیم البته باید حتما یه چیزی هم سر می دادیم واقعا عالی بود مسیر نه مغازه ای داشت نه آشغالی و نه آدم های زیادی که بخوان منطقه رو شلوغش کنن خیلی خوب بود هوا کاملا تاریک بود رسیدیم به جاده ای فرعی که باید ماشین هار ور کنار یک دکه پارک می کردین و مرفتیم داخل اون جاده که از اونجا تا دهانه غار 3ساعت مسیر بود هوا کاملا تاریک شد هد لامپ هارو در روی پیشونی ها نصل کردیم که روشنایی برای ما داشته باشه. از بارش شب قبل زمین گل آلود و در بعضی از جاها چاله های آب بودش. مسیر از اینجا هم زیبا شد شب جنگل خیلی خوبه ستارگاه بالای سرمون و از دور همه صدای گله گاو میومد که در حال چرا بودن راهنما به همراه دوستش که یه موتور تریل 250 داشت اومده بود چون نمی تونست همراه ما بیاد داخل غار به همین علت برگشتش رو با موتور می خواست برگرده. بعد از 3ساعت پیاده روی رسیدیم به بالای دعانه غار که کنار جاده خاکی ماشین رو بودش. سریع چادرارو برپا کردیم و ی آتیش خیلی خوبم برا کردیم و دوستان مشغول خوردن شام شدن دوتا مهدی ها که رفتن خوابیدن خیلی خسته بودن من هم بودم تا اونجا که رانندگی کرده بودیم چون من و مهدی فقط ماشین آورده بودیم. من ترجیح دادم بیشتر کنار آتیش بشینم. با یکی دوتا از بچه های دیگه.راهنما چون با ما داخل غار نمیومد دلش راضی نمی شد همینجوری مارو بذاره بره به همین علت بهم پیشنهاد داد که باهاش تا مسیری از غار رو بریم. من  هم قبول کردم که هم هیجان دیدن غار رو داشتم و هم می خواستم ی ذهنیتی نسبت بهش داشته باشم. من و راهنما و دوست راهنما که پسری بسیار خوش برخورد بود ساعت 12:45 وارد غار شدیم. برام خیلی جالب بود دیدن غار البته به علت تاریکی دهانه اون رو که واقعا خیلی بزرگ بود رو نشد ببینم اما از اونجا که غار یه غار آبی بودش و در این فصل کمترین آب رو داشت زیبایی خاص خودش رو به همراه داشتش. بدون طناب و تجهزات وارد شدیم بیشتر شبیه سنگ نوردی بود تا غار نوردی چون هم دارای صخره های بزرگ بودش که یا باید صعودشون میکردیم و یا ازشون فرود میرفتیم البته همانطور که گفتم بدون طناب. خلاصه تا چاه 3 رفتیم و چقدر زیبا صدای آب در اون سکوت بسیار بسیار دلنشین بودش و رودخانه جاری درون اون برای خودش مسیری جالب و زیبا باز کرده بود.

بعلت اینکه راهنما چندین بار پیمایش غار رو داشت تمام قسمت های اون رو خوب میشناخت و می دونست از کدوم مسیر بره که راحتر باشه و نیازی به طناب نباشه. مسیر رو با همون سرعت اومده بگشتیم و رسیدیم به دهانه غار که زمان ورود و خروج ما حدود 45 دقیقه طول کشید که خیلی عالی بود.

بچه ها هنوز کنار آتیش بودن ما هم به اونها ملحق شدیم چایی خوردیم و از زیبایی های اون براشون تعریف کردیم که خیلی خوششون اومد. راهنما بعد از خوردن چای از ما خداحافظی کرد و به همراه دوستش از ما جدا شد و با موتور به سمت پایین حرکت کرد.

ما موندیم غار و تاریکیو جنگل و آتیش که خیلی خوب بود دیدم ساعت 3 صبحه دیگه ارزش خوابیدن رو نداشت تصمیم گرفتم گرما و نور و زیبایی آتیش رو از دست ندم و تا صب که حرکتمون ساعت 6بود بیدار باشم. بیدار موندم و چایی خوردم و با 3تا از دوستای دگر گروه که اونها هم پایه بودن تا صب نشستیم.

دیگه صدای پرنده ها که مدح ایزد یکتا رو میگفتم به هوا بلند شده بود و نشان از طلوع خورشید رو میداد. بچه یک به یک بیدار شدن. ساعت 6راه افتادیم به سمت غار و پیمایش اون از جزئیات اون نمی نویسم که چنتا  چاه داشت چنتا تالار و چگونه از اونها عبور کردیم در ادامه گزارش کامل رو گذاشتم که اگه دوس داشتید و حوصله شو بخونید.

ولی اینو بگم که اونقد بچه ها عکس گرفتن که صدای من و مسئول فنی رو درآوردن گریه

بعد از طی مسیر تا ابتدای چاه 9 چون دیگه زمان نداشتیم و باید برمی گشتیم در ساعت حدودای ساعت 11 محل رو به سمت بیرون پیش گرفتیم و در ساعت 14 به بیرون غار همه تیم به سلامت رسیدیم.

اما هر چی بگم از زیبایی و پیمایش مهیج اون کم گفتم بخصوص که رودخانه جاری در داخل اون آب کمی داشت و باعث می شد بتونیم راحتر کار کنیم و جاهای بیشتری رو ببینیم.

رفتن به اونجا رو دوس دارم دوباره تجربه کنم که اگه بشه ی تیم دیگه هم به اونجا ببرم.

همیشه در اوج باشید لبخند

 

 

بنام ایزد یکتا

 

-   نام برنامه: غار آبیشو

-   نوع غار: چاهی- رودخانه ای

-   نام جنگلی که غار در آن قرار دارد: جنگل شاندرمن

-   عوامل تشکیل دهنده غار:  آهک، سنگی

-   هدف برنامه: پیمایش غار

-   نوع و سختی: غارنوردی، فنی

-   ابعاد دهانه: ارتفاع 20متر عرض 10

-   تعداد دهانه: در حال حاظر یک دهانه

-   اسم سرپرست برنامه: مرتضی طهماسبی

-   تاریخ اجرا و پایان:  شروع: 9 خرداد 1392 ساعت 13  -   پایان: 10 خرداد 1392 ساعت 23

-   محل برنامه:  استان گیلان -ماسال - شاندرمن

-   نحوه دسترسی:

اتوبان قزوین- رشت- جاده ماسوله- به سمت ماسال

-   مختصات جغرافیایی دهانه غار: 37˚ 20' 10.2" (N) -

48˚ 59' 0.06" (E)

-    ارتفاع دهانه اصلی از سطح دریا :  1316 متر

-   طول غار : 740 متر    عمق غار : 150

 توضیحاتی درباره نوع غار
: غار رودخانه ای - تعداد چاه اصلی 9 حلقه - چاه فرعی 1 حلقه - رودخانه درون غار
جریان دارد

 شرحی از پیمایش : چاههای اصلی: چاه اول 6 متر، چاه دوم 3 متر،  چاه سوم 7 متر، چاه  چهارم 8 متر، چاه پنجم 10 متر، جاه ششم 9 متر،  چاه هفتم 5 متر، چاه هشتم 12 متر، چاهک نهم 2 متر،

-  
جانداران داخل غار :  خفاش- آبدزدک- حلزون- پشه

-   نوع مسیر: تمام آسفالته در قسمت جدا شده به سمت غار جاده خاکی فقط خودروهای دو دفرانسیل به صورت پیاده 3 ساعت

-   ویژگی های برجسته منطقه: کاملا جنگلی درختان فراوان سرو- درخچه ها و چمن زار

-   فصل های پیمایش: ماه خرداد و تابستان به علت کمی آب در داخل غار

-   افراد شرکت کننده: مرتضی طهماسبی(سرپرست) - فرید صفری(مسئول فنی) - مهدی رستمی(امداد و نجات) مهدی مهرابی- اصغر سعیدیان- مریم اشرفی – سپیده سعادت

-   نکته خاص برنامه: منطقه کاملا امن- همراه داشتن آب آشامیدنی

-   تعیین زمان لازم برای پیمایش: 6 ساعت

-   محل های مناسب برای آب آشامیدنی: اکثر آب های آشامیدنی سطحی هستن و اعتمادی برای شرب نیست

-   محل های تهیه غدا: در طول مسیر آسفالته مغازه و سوپرمارکت وجود دارد

-   محل های مناسب برای کمپ زنی: در نزدیکی غار کنار جاده عبوری از بالای غار- جلوی دهانه غار

-   آب و هوا درجه دما: در زمان اجرای این برنامه صبح زود بود دما در بیرون 25درجه سانتیگراد دمای داخل غار 15 درجه سانتیگراد

-  
امنیت منطقه: با توجه به نزدیکی به منطقه امنیت خوبی برخوردار است اما حضور یک نفر در کمپ الزامی است

-   تیم امدادی: اورژانس – هلال احمر ماسال

تلفن مرکز اداری: 115-01824823920-09111376945

-  
تجهیزات مورد استفاده: 6 حلقه طناب 15متری- تسمه جهت ایجاد کارگاه- کارابین پیچ 6 عدد- لوازم کامل غارنوردی SRT

-  
کروکی دقیق: ضمیمه گزارش

-  
عکس نشان دهنده دهانه غار: ضمیمه

 

گزارش برنامه

گزارش برنامه

غار : آبیشو،آبیشوی،آویشو،آویشوی

وجه تسمیه : محل فروریختن آب غار آویشو واقع در منطقه ای به همین نام در جنوب 40 کیلو متری غربی شهرستان شاندرمن شهرستان ماسال است . طول غار 740 متر است و تا کنون بیش از دو هزار متر از ژرفای آن که طویل ترین غار استان گیلان محسوب می گردد توسط غار نوردان و کوه نور دان محلی مورد پیمایش و اکتشاف قرار گرفته است . قدمت بیش از 75 میلیون ساله این غار براساس پژوهش های زمین شناسان تخمین زده
شده است.

در روز پنج شنبه ساعت 13 به تعداد 7نفر با دو دستگاه خودروی سواری شخصی از  میدان سپاه کرج راهی شدیم. مسیر از اتوبان قزوین و بعد از آن به سمت اتوبان رشت حرکت نمودیم. هوا گرم بود. توقفی کوتاه در مسیر جهت سوختگیری داشتیم و در نهایت در ساعت 14:30 جهت صرف ناهار در منجیل توقف کردیم در یکی از پارکهای این شهرستان سکنا گزیده و ماراتن ناهار خوردن آغاز شد. دریاچه سد هم بسیار زیبا بود که بعضی از همنوردان هوس شنا داشتند که بعلت کمی وقت ترجیح به حرکت دادیم در ساعت 15:20 منجیل رو با باد همیشگیش ترک کردیم.
هوا کمی خنکتر شده بود و بوی شمال به مشام می رسید. مسیر رو نرسیده به رشت به سمت فومن تغییر دادیم با راهنما در فومن قرار گذاشته بودیم. و در نهایت پس از گذر از فومن به سمت جاده ماسوله و ماسال حرکت و در بین مسیر راهنما به ما ملحق شد. هوا ابری و در بعضی از مواقع رگباری از باران می زد. هواشناسی برای شب و فردا جمعه آسمانی صاف پیش بینی کرده بود که فعلا خبری از اون پیش بینی نبود.

جاده بسیار زیبایی که بعد از ماسال به سمت خلخال می رفت مسال زدنی بود. جاده ای پر پیچو خم همراه با درختان زیبا و مه در منطقه کاملا رویایی بود. و به نقل یکی از دوستان با جاده چالوس میشد مقایسش کرد و حتی بهتر.

اگه بخوام مسیر رو بهتر بگم از ماسال به سمت ییلاق شالما - دوله کوه- سیاهه دل- تاسکوه- سراکه- گنذر.

با کمی معطعلی به علت خرابی ماشین راهنما در ساعت 20:30 در کنار جاده آسفالته که دکه ای به نام زینلی بود رسیدیم خودروها رو پارک کردیم کوله را ها را به دوش کشیدیم و مسیر خاکی که بسمت شمال می رفت رو پیش گرفتیم دیگر ساعت 21 شده بود.

زمین کاملا گل آلود از باران این چند ساعته اما سکوت زیبایی منطقه را فرا گرفته بود و فقط نور هد لامپ ها بود که مسیر را روشن می کرد و نور موتور کراسی که از همراهان راهنما بود آسمان کاملا صاف و ستارگان خود نمایی می کردن. بعد چند استراحت در مسیر و پیمایش خود جاده که مستقیم به سمت دهانه غار می رفت در ساعت 23 به محل کمپ زنی و دهانه غار رسیدیم راهنما با موتور به محل زودتر رسیده و آتشی برقرار کرده بود.

چادر ها برپا شد و بعد از صرف شام و با توجه به شرایط موجود به دوستان گفته شد استراحتی تا ساعت 5 صبح داشته و حرکت در ساعت 6 انجام پذیرند. همنوردان در چادر های خود جای گرفتند و دوستان دیگر در کنار آتیش که در آن ظلمت خود نمایی می کرد ماندن. به علت اینکه راهنما نمی توانست به داخل غار بیاد و از آنجا که مسیر پیمایش کاملا مشخص بود جهت آشنایی سرپرست به همراه راهنما و دوست ایشان به سمت غار حرکت کردند و تا ابتدای چاه 3 مسیر را پیمایش کردن. و بعد از بازگشت راهنما از ما خداحافظی و با موتورسیکلت به سمت فومن حرکت نمود.

ساعت 5 صبح را نشان می داد تک تک دوستان از چادر خارج و بعد از مصرف مقداری خوراکی و گرفتن انرژی و آماده سازی طنابها توسط مسئول فنی و آماده شدن تمامی دوستان به سمت دهانه غار در ساعت 6  تعداد 6نفر از اعضای تیم حرکت نمودیم. جلو دار و عقب دار مشخص و پیمایش آغاز گردید.

مسیر پیمایش غار کاملا معلوم بود و به علت وجود جریان رودخانه در آن می توانست مسیر را تشخیص داد. اما بیشتر شبیه سنگ نوردی بود چون کاملا مسیر توسط آب شسته و سنگ های بزرگی در طول مسیر به جا گذاشته بود و بیشتر مسیر را به صورت دست بسنگ باید پیمایش می کرد.

نکته قابل توجه که شب قبل هم راهنما به آن اشاره داشت کم بودن جریان آب در داخل بود که این خود باعث سهولت پیمایش میشد. به چاه اول رسیدیم مسیر را می توانیستیم با دست به سنگ بپیماییم و با توجه به آمادگی همنوردان به صورت حمایت و دست به سنگ طی نمودیم. در طول مسیر گاه با تالارهای بسیار سقف بلند که گاهی به 20 متر نیز میرسید مواجه می شدیم و گاه مجبور به عبور از یک دالان و گربه رو به اندازه ای که مجبور به در آوردن کلاه جهت عبور میشدیم. واقعا شگفت انگیز بود در طول مسیر تمامی دیواره های غار توسط آب رودخانه شسته شده بود و نظر هر بیننده را به خود مشغول می کرد. چاه دوم را نیز به وسیله طناب که توسط مسئول فنی ریخته شد فرود رفتیم. چاه سوم نیز با طناب برقرار گردید. چاه چهارم به علت وجود آبشاری که از سقف فرو میریخت در زمان فرود با طناب کاملا خیس می شدیم که این خود می توانست خطر ناک باشد که باعث افت دمای بدن می شد. بعد از چک کردن تک تک همنوردان و مطمئن شدن از بوجود نیامدن مشکلی ادامه مسیر دادیم. چاه های بعدی نیز با طناب ریختن و ایجاد کارگاه به وسیله تسمه پیمایش نمودیم.

طبق قرار قبلی به علت کمی وقت که بین سرپرست برنامه و مسئول فنی گذاشته شده بود قرار بر این بود که تا ساعت 11 پیمایش تا هر کجای غار امکان پذیر بود صورت پذیرد که در آن ساعت مسیر را بازگردیم. در ساعت 11 به ابتدای چاه 7 رسیدیم و طبق قرار بر این شد که بازگردیم. پس ده دقیقه در همان جا نشسته و برای درگذشتگان کوهنوردی دعا کرده و در نهایت در ساعت 11:10 محل مورد نظر را به سمت دهانه ترک نمودیم. مسیر برگشت با سرعت بیشتر طی میشد و بعد از گذشت از هر چاه و صعود آن طناب توسط دو نفر از دوستان آقای مهرابی و رستمی جمع آوری میشد. در نهایت در ساعت 14 به دهانه غار رسیدیم مناظر بسیار زیبا و غیر قابل وصفی در غار مشاهده نمودیم که خود نشانگر قدرت انکار ناپذیر آفرینش هستی بود. در زمان خروج از غار با یک تیم از رشت مواجه شدیم که قصد ورود به غار را داشتند که گویا فقط تا چند چاه اول پیمایش می نمودند بعد از احوال پرسی و خسته نباشید گفتن توسط دوستان به محل کمپ رسیدیم و بعد از صرف ناهار و استراحتی در ساعت 15:30 بعد از جمع آوری چادر
ها جاده را که ما را به ماشین ها می رساند ترک نمودیم.

روز بود و زیبایی منطقه دو چندان هوا کمی گرم شده بود اما از زیبایی آن نمی کاست.

در ساعت 18 به ماشین ها رسیدیم و بعد از جا دادن کوله ها در ناهار و صرف کبابی که توسط همان دکه در کنار جاده به فروش می رسید در ساعت 19 به سمت تهران حرکت کردیم. در فومن توقفی داشتیم و به جز چند توقف کوتاه در مسیر مستقیم به سمت کرج حرکت نمودیم و در نهایت در ساعت 23 به کرج رسیدیم.

/ 4 نظر / 78 بازدید
جعفریان

درود جناب طهماسبی چند بار به اینجا سر زدم خبری ازتون نبود خوشحالم برگشتید متاسفانه تصویر رو نمی شه دید با این حال خدا قوت و سپاس پایدار باشید

سعیده

وقتی وبگردی میکنم واقعا لذت میبرم از مناطق زیبای ایران عزیزمون[لبخند]

ح3ــین

گزارش زیبایی بود . . . فقط کاش اسمش غار قرمزشو بود نه ؟ [نیشخند]

حمیدرضا

سلام همنورد فکر کنم غار آویشو صحیح باشه خوشحالم که هستید