...من آن سر مست آزادم

من از وقتی که در بند توام آزادم، آزادم...

گفت بیا روراست باشیم بیا صداقت داشته باشیم. من هم با تعجب گفتم مگه قرار اولمون این نبود؟ گفت آره... گفتم خب پس الان چه اتفاقی افتاده که اینو می گی؟ گفت می خوام یه موضوعی رو راحت بگم گفتم بگو مگه تا الان نبودی گفت نه اینقدر... و ادامه داد روم نمیشه گفتم راحت باش می خوای چشمامو ببندم تا راحت حرفت رو بزنی گفت اینجا اینقدر شلوغه که باید داد بزنم گفتم خب بزن خندید و من چشمام رو بستم و اون آرومتر از همیشه گفت "دوست دارم" آروم چشمم رو باز کردم و وقتی چشماشو دیدم دیگه اون چشمای قبل نبود می درخشید و چقدر گرمتر از قبل بود لبخند زدم و گفتم نمی فهمم قرارمون این نبود ما فقط با هم حرف می زدیم و بعضی وقتا که کار داشتی من همراهیت می کردم همین. دیگه بین ما رابطه صمیمی نبوده چرا این حرف رو می زنی؟

خندید و گفت گناه کردم خب دوست دارم... دیگه مبهوت بودم نمی دونستم چی بگم یعنی چی باید می گفتم دیگه داشتم خفه می شدم داغ کرده بودم هوای کافی شاپ هم که خفه کننده گفتم بریم بیرون میزو حساب کردم و اومدیم بیرون انگار آسمون هم حال من و اونو می فهمید داشت بارون میومد و من و اون می دونیستیم که نمیشه که نمیشه...

الان هم بعد از گذشت این همه مدت هنوز صداش تو گوشمه "..."

پ.ن: مطلب نوشته شده، خاطره دوستیه که به رشته تحریر درآوردم...

/ 9 نظر / 9 بازدید
HOSSEIN OLOUMIPOUR

سلام از کی تا حالا خاطره ی دیگران و می نویسی؟ میخ..[نیشخند][چشمک][گل]

یه بوس کوچولو

یه لحظه فکر کردم ... خواستم بگم ... اما بعد دیدم بهتره بعداَ ازت سؤال کنم. اما اینم نوع قشنگی از دوست داشتن و ایجاد رابطه است ... [لبخند]

امین خادم

[متفکر]......[تعجب].....[قهر]

یلدا

[گل]زیباترین کلماتی در هر زبانی با هر گویشی دوست داشتن است و عاشق بودن ...اما به قول یک از دوستان که کامنت داده عشق باید دو طرفه باشه و الا اگه از طرف یکی باشه و اون یکی علاقه نداشته باشه شکست سرخوردگی ..به همراه داره . اما یک توصیه بکنم مثل مادربزرگ ها به همه سعی کنید وقتی یکی ابراز عشق کرد در دوستی که این عشق تقسیم بشه بین هر دو و در نهایت در فرهنگ ما به باهم بودن و یا ازدواح کردن

یلدا

سعی کنید ‫این ابراز عشق را روش فکر کنید و سرسری ازش نگذرید و کسی که دوست دارتتون بهش به ابراز عشق اش فکر کنید و در خودتون احساس نسبت به اون را جستجو کنید اگه واقعا شما هم دوست اش دارین منتظر نباشید گاهی ما اینقدر ایده آلیسمی به موضوعات فکر میکنیم که ..بگذریم میگم فرصت را از دست ندهید البته اضافه کنم نه این که هر کی از را ه رسید و گفت دوستت دارم باورش کنید نه اما وقتی یک مدت از آشنا یی گذشت ..و خیلی از رفتار و اخلاق هم دستتون اومد نمیدونم چرا این مطالب را مینویسم اما حس میکنم ما باید با مفهوم عشق کمی ملایم برخورد کنیم و

یلدا

‫و آشنایی و زندگی مون را بر مبنای عشق بزاریم متاسفانه در روابط انسانی و آشنایی امروزه در کشورمون ملاک های ثروت زیبایی و ..غیره جاشون را به علاقه عشق و محبت دادند...خیلی ماتریالیسم هستی و به عشق و علاقه کمتر فکر میکنیم به هرحال ببخشید که زیادی نوشتم موفق باشید

یلدا

[گل][خجالت][گل]مهم اینه که قالب زیبایه همین مگه نه موفق باشین

امین خادم

یه عملیات انتحاری انجام دادم [نیشخند] http://bnahayt.persianblog.ir/