...تفکر

امروز جمعه است و من هم صبح زود بیدار شدم که درس بخونم یه نگاهی انداختم و بعدش حوصلم سر رفت(البته زیرشو کم کرده بودم!) اومدم پای سیستم که ایمیلامو چک کنم و هم یه سری به سایتم بزنم که دیدم تم وب ایراد داره پس اونو دریفش کردم تا الان. اما یه ایمیل از طرف یکنفر برام اومده بود که از ایشون خواسته بودم آدرس یک بازیه آنلاینو برام بفرسته که واقعا هر مطلبی از ایشون می خوام برام ارسال می کنه(دستش درد نکنه) در جواب ایشون هم تشکر کردم و هم نوشتم اگر دوست داره یه سر به خونه من(سایتم) بزنه اما بعد از ارسال ایمیل کلی با خودم فکر کردم که چرا این ایمیلو زدم شاید نخواد سر بزنه شاید نخوا د نوشته های منو بخونه و من با این کارم تو رودروایسی گذاشتمش. نمی دونم بلاخره دیدم اینطور نمیشه اومدم چیزایی که تو ذهنم بود و نوشتم و هم شاید الان داره این مطالبو می خونه بگم هر طور که راحتید اصلا هر طور که دوست دارید یه وقت رودربایسی نکنید. اصلا نمی دونم خودمم گیج شدم چی دارم می گم در هر صورت:

اگر به سراغ من می آیید نرم و آهسته بییایید نکند که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من...

(تکراری بود نه)

مطلب آخر کوه خونم خیلی اومده پایییییییییییییییییییین...

/ 2 نظر / 10 بازدید
یه بوس کوچولو

میگم یه سؤال؟ اینا رو تو چه ماهی نوشتی؟ ... [نیشخند] هی میگم یه کم مراقب خودت باش. گوش نمیدی. نتیجه اش این میشه دیگه ...

سپیده

سلام. به نظر من کار درستی انجام دادی - این تصمیم که وارد وبلاگ تو بشه یا نه رو به خودش بسپار. اگه خوشش بیاد همیشه سر میزنه اگه خوشش نیاد سر نمیزنه. به همین سادگی ! ولی اگه سر نزنه مطمئن باش دلیلش قلم بد تو نیست یا آدرس وبلاگت رو گم کرده و یا خیلی گرفتاره و هر دلیل دیگه ای که تو توش مقصر نیستی. پس همیشه بنویس به خاطر خودت نه به خاطر دیگران. درضمن طراحی جدید مبارک. طراحی قبلی خیلی بد بود. شاد باشید.