پا به پا

همه جا با تو هستم پا به پای تو

...زندگی خوش
نویسنده : MORTEZA - ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٥
 

سلام به همه

اول از همه این روزای عزاداریو به همه تسلیت میگم و امیدوارم که عزاداریاتون قبول حق.

 دوم دیشب دیر خوابیدم یه فیلم خیلی جالب(البته برای من) از شبکه ۵ پخش شد به نام "زندگی در طبیعت" فیلم جالبی بود در رابطه با پسری که بعد از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه دل و به دریا می زنه و میره به سمت زندگی در طبیعت هر چی پس انداز داشت رو آتیش می زنه ماشینشو وسط بیابون مذاره و پای پیاده با یه کوله پشتی حرکت می کنه به هر سمتی که دوست داره خیلی فیلمش طولانی بود فقط تو اون لحظات من تو رویای خودم بودم که چه راحت از همه امکانات از پول، ماشین زندگی مرفه گذشت تا به اون چیزی که دلش می خواد برسه آخه دانشگاه رفتنش هم به زور پدر و مادرش بود. با یه زن و شوهر آشنا شد که اونها هم مثل اون جایی رو نداشتن و تنها فرقشون داشتن ماشین بود. چه رابطه صمیمی با هم پیدا کردن فیلم تا اونجا پیش رفت که هدف اصلی پسر رفتن به آلاسکا بود و چه سختی هایی هم تحمل کرد. تمام خاطراتشو می نوشت و اون رو به ۵ فصل تقسیم کرده بود. دسته آخر مجبور شد در یه اتوبوس به زندگیش در زمستون ادامه بده و اسم اون اتوبوس رو گذاشت "اتوبوس طلایی"  بعد از گذشت چند روز به علت نداشتن غذا اونم وسط جنگل، روی میاره به گیاه خواری و وقتی چنتا گیاه رو می خوره و می خوابه با یه درد شدید از خواب بیدار میشه و می فهمه گیاهانی رو که خورده اونقدر گشنه بوده توجه نکرده که خوراکی نبودن در هر صورت زنده می مونه و بعد از چند روز دیگه بر اثر گرسنگی همونطور که از پنجره اتوبوس به آسمون داره نگاه می کنه  می میره، قبل از اینکه بتونه به آلاسکا بره. یه یادداشت می ذاره قبل از مردنش "من الکس خانه به دوش با خوشی زندگی کردم" چه جمله باحالی با اینکه هیچ امکاناتی نداشت و در سخترین شرایط زندگی کرد اما روی خوشی رو تو زندگیش دید. چرا؟ فقط به خاطر اونکه به اون چیزی که می خواست رسیده بود.

بعضی وقتا از خودم سوال می کنم چقدر به خودمون فکر می کنیم چقدر به خواسته هامون اهمیت می دیم، می ریم سر کار تلاش می کنیم خودمونو به آب و آتیش می زنیم آیا ما خوشبختیم؟ خوشبختی تو چیه؟ پول، ماشین، خونه، لباس، واقعا تو چیه؟ یا یه تفریح رفتن جنگل نوردی، کوه نوردی و شاید هم خرید رفتن. هیچ وقت پیش نمی یاد که اون چیزی که میخوایم رو بتونیم به دست بیاریم همیشه یه چیزی هست که جلومونو می گیره و اون چیز باعث می شه که به خواستمون نرسیم.

با دیدن فیلم ،درونم رو که خیلی وقت بود بهش فکر نمی کردم زنده کرد اون کاری که همیشه آرزشو داشتم و دارم. بهش فکر کردم و مطمعنام یه روزی بهش جامه عمل   می پوشونم شاید حداقل به یه خواستمون برسیم.

آخ که چقدر حرف زدم ولی فیلم برام خیلی لذت بخش بود و باعث شد بیام و تو وبم که محرمم ، خونم، رفیق تنهاییام، خستگیام و شادیامه بنویسم و الان خوبم مثل همیشه انرژی دارم خوشحالم و همیشه خدارو به خاطر این همه نعمت که بهم داده سپاسگذارم خداجون ممنوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووونم