پا به پا

همه جا با تو هستم پا به پای تو

امروز...
نویسنده : MORTEZA - ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۱۸
 

امروز را به خاطر بسپار

روز شکفتن لاله های قرمز

امروز را در پس اعماق دریای سیاهی

و سکوت مرحم آرامش است

نگاهی که از دلهره می خواند

همیشه خستگی منتظر یک لغزش است

آماده باید بود تند باد لحظه ها در راهند

و من از سنگ فرش خیال گذر خواهم کرد

به نزدیکی دریاچه، سنگی خواهم برداشت

و به نزدیکترین حوضچه خواهم انداخت

و موج آن، مرا خواهد برد به آنسوی افکار

شاید این تلنگری باشد بر ذهن من

که همیشه زندگی باید کرد و سپیدی نزدیک

کاش می دانستم به کدام سو کشیده خواهم شد

چه حس غمگین نمناکی

نمی دانم این ترنم بهار از کدامین سو می وزد

ناگه زیبایی تو مرا ربود

آمده ام و نگاه خواهم کرد تا دوردست ها

می بینم رویدن یک گل در لای سنگ خارا

شکوفه دم می زند از زیبایی

خورشید سرک می کشد

و من همچنان در خواب بهاری

خواهم ایستاد به بلندای کوه

دست به اندازه شکرش باز

و نگاهم همچنان در راه...