پا به پا

همه جا با تو هستم پا به پای تو

...مناجات
نویسنده : MORTEZA - ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٧
 

هم اکنون در بلندترین نقطه شهر ایستاده ام و نظاره گر هجوم هیجان به شهرم،پیامد این هجوم روشن شدن چارغهاییست که تا چندی پیش خاموش بودند و چه هیجان انگیز است در این هیاهوی، آرام و بی غل و غش نظاره گر باشی.

من عاشق گم شدنم؛ من گم شده ام، گم شده ام در افکارم و پیدا نخواهم شد تا زمانی که نگارش آنها سر گیرد.

اینک خورشید زحمت خود را دو چندان خواهد کرد و از کوه سر بر خواهد آورد تا نشان دهد صبحی دگر در راه است و شروعی دگر.

اینک آرامتر از قبل به دویدن روشنی در کوچه کوچه های شهر سیالم و نویدی از روشنایی را نظاره گر.

خداوندا امروزم را از محبت خویش پر نما و نمایان ساز آن همه عظمت خود را به من، که گاهی در اندیشه ای نو گم می شوم و به لحظه ای سر خوش زمینی، شرمسار تو.

خداوندا، اینک که از گرمترین نقطه قلبم نوید تو را شنیده ام یاریم ده تا بتوانم لبخند زندگی را پاسخ باشم. نوید تو آرامش بخش من خواهد بود و روشنیه راهی که در پیش رو دارم گاه خندان و گاه گریانم و این تضاد از برکت توست که نشانی از ناپایداری این زندگیست و با هر نفس لحظه به لحظه به تو نزدکتر خواهیم شد و چه نزدیکیه لذت بخشی...